دسته: archives

11: توسل

توسل

بخشی از پادکست:

توسل همان سوال است و سوال در واقع همان اعلام نیاز می باشد. اساسا نیاز، خمیرمایه انسان و انسان غریب عالم وجود است. توسل شفاعت گرفتن و وساطت جستن است. انسان متوسل در واقع مضطر، ملتهب و مضطرب است.
کسی که در دریا غرق می شود، فریاد استغاثه بلند می کند که نجاتم دهید. تمام انسان ها محتاج حمایت هستند، حتی قدرت ها و ابرقدرت ها، دانشمندان هم از این احتیاج مستثنی نیستند، چرا که آدمی ضعیف آفریده شده و ضعف او بر خودش آشکار است.
Read More

10: عید فطر

عید فطر

بخشی از پادکست:

عید فطر از اعیاد دینی است که برای آن خواص زیادی گفته اند، اما ما چیزی ندیدیم! از جمله خواص آن این است که روزه داران به هر مقدار که می‌توانند، به نیازمندان زکات فطریه بدهند. ولی با توجه به معایناتی که در سطح دریافتی‌های عمومی می‌شود، حق به حق دار نمی‌رسد، یعنی همه‌ این کمک ها در یک مسیر خاص قرار می‌گیرد و به جهات معین می‌رود.

Read More

9: مدیریت احساسات در زندگی روزمره

مدیریت احساسات در زندگی روزمره

بخشی از پادکست:

گذشته نشان می دهد، تجربه نشان می دهد، حوادث و وقایع اطراف نشان می دهد، تاریخ نشان می دهد که ما و پدران ما، آباء و اجداد ما نتوانستند از این اقیانوس حیرت، گلیم دلخواه را بیرون بکشند، شاید آن ها متأثر رفتند، حیران رفتند، بی انگیزه شدند، ولی ما همه حجاب ها را کنار زدیم و مغز عصر خود را پیدا نموده ایم.
اصل زمان ما برابر است با زور، و این زور از بالا می آید به پایین، سرایت می کند. وقتی زور باشد عقل، اختیار، علم، تجربه، زر، زور، تزویر و قدرت کارایی ندارد. یک نمونه اش همین ویروسی که آمد، زور از بالا بود، به یکباره تحول مخربی را در جهان ایجاد کرد، هیچ کس هم نتوانست کاری بکند. حکومت های مترقی به خاطر تعطیلی فقط توانستند کمک به مردمشان بکنند و درآمد به آنها بدهند، همین! بعد هم برای اینکه علم سرشکست نشود، الان ماه ها است که می گویند فردا واکسن کرونا تولید می شود. چیزی که ماه ها طول کشیده و عایداتی نداشته نشان می دهد که تبلیغ است برای گمراه کردن واقعیت های علم پزشکی…
Read More

8: دستگیره های مطمئن

دستگیره های مطمئن

بخشی از پادکست:

این حوادث بی جربزگی بشر را نشان می دهد و از بی اندازه کوچک بودن آدم حکایت می کند. وقتی که به کسی بگویید که اختیار نیست و جبر مطلق است، او باور نمی کند. ولی این موضوع خیلی مهم است که می‌گویند ما اختیار داریم، خودمان را از ویروس کرونا پنهان کنیم و در منزل قرنطینه بشویم و بیرون نیاییم، ولی ناگهان زلزله می آید و همان افراد از ترس این که زیر آوار بمانند، از منزل بیرون می آیند که سلب اختیار به طور اعم را نشان می‌دهد…

ادامه را در پادکست حلقه های مفقوده: قسمت هشتم (8) بشنوید:

7: پیام بروجردی، کاشف توحید بدون مرز به مناسبت روز کارگر

به مناسبت روز کارگر

بخشی از پادکست:

به همه کارگرها که کل جامعه را در بر می گیرد، تبریک می گویم، به خانم های خانه دار که در خانه کارگر ، کارفرما هستند، آمرند، عاملند و آقایان که به نحوی بیرونند، یا داخلند، به همه هر کس که خدمت می کند به صنعت کشور، به اشتغال زایی، دلسوز اقتصاد جامعه است، قصد زالو صفتی ندارد، رباخوار نیست، نزول‌خوار نیست، می خواهد خدمت کند به خلق بیچاره به همه آن ها که نیتشون کار است و کارگری و کارفرمایی تبریک می گویم، دوستتون دارم، عشق من هستید.

ادامه را در پادکست حلقه های مفقوده: قسمت هفتم (7) بشنوید:

6: ای توبه کنندگان از دین، دستاورد شما از سالها روزه داری در رمضان های عمرتان چیست؟

توبه کنندگان از دین

بخشی از پادکست:

به هر حال در این ماه هستیم، چه بخواهیم، چه نخواهیم تقویم، ما را در بغل می گیرد و چون کشور هم دارای سیستم اسلامی است، این ماه در آن نقش مهمی ایفا می‌کند، ارزیابی شما در شرایط فعلی خودتان به عنوان یک منتظر، از این ماه چیست؟ موارد مشابه این ماه با وضعیت یک منتظر چگونه است؟ فکر می‌کنید چه دستاوردهایی از گذشته این ماه داشتید؟ خاطرات خوش و ناخوش، از تحمیل قوانین خشک و بدون اساس بر شما؟ بر روح و جسمتان؟ در این که نمی‌خوردید، نمی‌آشامیدید، کارهای دیگر نمی کردید و این تعریفی که خود دین کرده از دیانت، از رمضان، که می گوید: روزه جراحی سفید است، «صوموا تصحوا»، روزه بگیرید سالم باشید، روزه «جنة من النار»، یک حجابی است از آتش!
Read More

5: بشر گمشده معلق در خلا جهالت زمین است

بشر گمشده معلق در خلا جهالت زمین است

بخشی از پادکست:

صحبت و بحث در این عالم وسیع بسیار بوده است.
وعظ، اندرز، سخنرانی، نصیحت و مباحث علمی، خیلی مطالب بوده است . تاریخ به طور گسترده همه چیز را ثبت کرده است.
آن چه خیلی مهم است این است که بالاخره ما باید چه زمانی خودمان را پیدا کنیم؟ ما گمشده خلقت هستیم.
ما دارای ابعاد وسیعی در روح و جسم هستیم. اعصاب، احساس، رویا، خواب و بیداری. بشر گمشده معلق در خلأ جهالت زمین است، تمام انبیاء، اوصیا و اولیا آمدند که انسان را از این تاریکخانه زمان نجات بدهند، اما نتوانستند! بیشتر آن چراغ های سوسو کننده ای که در خلقتش بود، آن ها را هم کم کردند و بعد فوتش کردند…

Read More

4: استثمار

استثمار

بخشی از پادکست:

استثمارگران یک سابقه بدی در تاریخ داشتند، هم در دیانت و هم در سیاست.
در دیانت، استثمارِ دینی پدر مردم را درآورد، نمونه آن بنی‌امیه، بنی‌عباس و امپراتوری عثمانی؛ همین گروه هایی که هستند و اینها را به عنوان اسلام، تغذیه و تربیت می‌کنند به نفع خودشان، یعنی در جهت انهدام بشریت.

سابقهٔ استثمارِ حکومتی، خیلی زیاد است. هرگز سرزمینِ کره زمین رویِ خوشی از حکام ندیده است. همه وعده‌هایشان تو خالی و تمامی برنامه‌هایشان در جهت مصادرهٔ اموال ملی و بدست آوردن ثروت میهنی بوده؛
Read More

3: آینده را چگونه می بینید؟

آینده را چگونه می بینید؟

آینده را چگونه می بینید؟
ما در بعد دیانت و سیاست آینده را هیچ و پوچ دیدیم، با مستندات قرآنی، روایی، عقلی و تجربی. با توجه به ورود به مراحل خطرناک که زندگی را تهدید جدی کرده است، الان شما آینده را چگونه می‌بینید؟ آیا می‌شود به فردا و فردای این روزگار خوش بین بود؟ آیا می‌شود به اصلاح امور امید داشت؟ مثلا حکومت‌ها چه چیزی را می خواهند اصلاح کنند؟…

موضوع این قسمت: آینده را چگونه می بینید؟
اگر این برنامه رو دوست داشتید به دوستانتون معرفی کنید و نظرات خودتون رو برای ما بفرستید.
از هر جایی که پادکست رو میشنوید، میتونید با ما تماس بگیرید و راجع به برنامه نظر بدید.

2: بخشش زیر سقف زندگی

بخشش زیر سقف زندگی

بخشی از پادکست:

عفو و بخشش مهم تر از پول لای قرآن گذاشتن و بازکردن و تبرکی دادن است، مثلاً بزرگ فامیل به کوچک ها پول بدهد و چیز میز از بازار بخرند و کادو کنند بدهند و … اینها خوب است ولی عفو خیلی جهان شمول است.
عفو مرحله اش از خود آدم شروع می شود تا دیگری، وقتی که به تو می گویند: «ولش کن» یعنی عفو کن، رهاش کن، حرص نخور، جوش نزن، حساس نباش اینها همه عفو است، ببین ازخودت شروع می شود!
عفو خیلی مرحله اش بالاست، «قل العفو» عفو کنید، از خودت شروع می کنی، بعد به هم خونه‌ایت، هم اتاقیت، کسی که با آن زیر یک سقف زندگی می کنید. زن و شوهری، پدر و مادری، برادر و خواهری. عفو کردن یعنی اینکه خطا دیدی، نادیده بگیر. این از آن پول قلمبه که بابت عیدی سال نو به او می دهی بالاتر است. چون آن پول هنگفتی که می دهی، خرج می شود، بعد هم یادشان می رود، بعد هم تو می گویی: «بشکند دستم که نمک ندارد» ولی عفو کردن، دقیقه به دقیقه است، ثانیه به ثانیه است…