برچسب: بروجردی

23:انصاف، حلقه مفقوده خانواده و جامعه

◀️«پادکست #حلقه_های_مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»

همه چیز دارای حریم می‌باشد یعنی مرزبندی، چارچوب‌ها، قالب‌گیری.

حریم خانواده در نگاه یک منتظر چگونه است؟ خانواده در تکثُّر می‌شود جامعه. اجتماع متشکل است از خانه‌های بسیار، خانواده‌های فراوان و نفرات زیاد.

حریم خانواده را با عواطف و انصاف می‌باید رعایت کنیم. انسان در منزل با یک نفر که زیاد زندگی می‌کند حتی از روز اول هم که عاشق بودند کم کم در اثر فشار روزگار دلسردی، کدورت و گاه نفرت پیش می‌آید و دیگر نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند همان‌هایی که روز اول در ایام آشنایی مقدماتی و نامزدی دقیقه به دقیقه به هم زنگ می‌زدند، گاهی شده است که از دیدن هم بیزار و گریزان هستند.

اگر یادتان باشد در بحث عدل و انصاف داشتیم که عدل پایین‌تر از انصاف است، عدل در غیبت معنا نمی‌دهد.

اگر همهٔ ما با موقعیّت انصاف یعنی نصف کردن؛ در منزل برخورد کنیم به یقین «نه سیخ می‌سوزد نه کباب» بقول معروف.

🔽ادامه در قسمت بیست و سوم (23) بشنوید:

22: ما همه شمع های سوزانیم

◀️«پادکست #حلقه_های_مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»
هیچ فکر کرده‌اید که وجودتان شمع است و روزی که به دنیا آمدید یک کبریت به فتیله این شمع زدند و روشن شده! زندگی می‌کنید نفَس می‌کشید ادامه حیات و رشد و تعالی است، همهٔ آنها به خاطر همین شمع روشن است، هر چه هم جلوتر می‌رویم از وزن شمع، حد و اندازه و قد و قواره‌اش کم می‌شود.
برای همین کسی که به پیری می‌رسد سنش کمتر از بچه‌ای است که تازه به دنیا آمده چون اين، چیزی از شمعش نمانده ولی او شمعش تازه روشن شده است.
حالا چقدر در عمرتان، در محاسبات، در تأملات و در تفکراتتان به این موضوعِ شمع بودن فکر کرده‌اید که اصلاً برای چه شمع شدید؟ یعنی خلقت اولیه خاک بود، سوزشی نبود، آتش و سوختنی و گداختنی نبود بعد شمع شدیم که چه بشود، به کجا برسیم؟ وقتی که آخر این شمع آب شدن و تمام شدن است!
……
هر چه بیشتر به دست می‌آوریم لحظهٔ از دست دادنش سخت‌تر است تا جایی که انسان ابرقدرت می‌شود بعد وقتی می‌خواهد قدرتش را از دست ندهد جنگ جهانی راه می‌اندازد، می‌بینی چقدر تراژدی دنیا اسفناک است!
می‌شود هیتلر، وقتی به اوج قدرت می‌رسد نگاه می‌کند می‌بیند همه چیز آماده است. آلمان نازی پیشرفته‌ترین کشور است همه چیز هم دارد، خب چرا کشورهای اطراف را نگیرد؟
ببین وقتی اوج می‌گیرد این می‌شود؛ شروع به کشورگشایی می‌کند، وسطش که می‌ماند هر چه خبرهای تلخ می‌رسد، چون می‌دانید آن موقع هیتلر قبل از مرگش چه کشید وقتی شمارش معکوس آغاز شد؟ مرتب اخبار می‌رسید که در آنجا شکست خوردیم، در آنجا فرماندهان خیانت کردند، در اینجا مردم شورش کردند، در اینجا سرما نگذاشت حرکت کنیم، وقتی پیشرفت به مرز خودش رسید به حد اشاره شده از طرف خدا رسید بعد دیگر لحظات سختی است! خیلی! یعنی از دماغش در می‌آید!
🔽ادامه در قسمت بیست و دوم (22) بشنوید:

21:وارونه نویسی تاریخ بدست سیاستمداران

سند درس: وسائل ‌الشیعه جلد ۱۸ صفحه ۲۳۹ است.
از پیغمبر پرسیدند ما که می‌خواهیم نظر بدهیم، رأی و شهادت بدهیم، چطوری بدهیم؟

حضرت فرمود:

شهادت دادن مثل خورشید باید روشن باشد.

بعد رسول ما ادامه داد و گفت:

برایت محکمترش کنم؟ شهادت نده، گواهی نده، امضاء نکن، اعتراف نکن، مگر آنگونه که آفتاب برایت روشن باشد!

حالا یک سؤال:

آیا آنچه که ادیان برای پیروانشان آوردند مثل خورشید روشن بوده؟ بله؟ اگر روشن بوده پس حرف خلیفه دومِ رسول‌الله جناب آقای عمر درست است که گفت «حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏»، گفت ما نه نیاز به تفسیر داریم، نه حدیث و نه وصیّت پیغمبر را می‌خواهیم «حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏» برای ما بس است.

حالا این کتاب خدا آیا مثل آفتاب در زندگی ما درخشیده است؟ خودش که خیلی ادعا دارد می‌گوید «فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ، در این کتاب بیان هر چیزی است» یعنی آن فضانورد وقتی در مدار زمین گیر می‌کند باید لای قرآن را باز کند «فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ» ببیند برای چه گیر کرده! می‌فهمی چه می‌گویم؟

یعنی دانشمندی که نمی‌فهمد کرونا

چیست، پزشکی که خودش مبتلا شده،

بقول آن مصداق معروف:

طبیبی که خود باشدش زرد روی

از او داروی سرخ رویی مجوی

کرونا دکتر و پرستار را به زمین زده، کادر پزشکی را نابود کرده بعد می‌گوید که«ما غالب شدیم، به خیر گذشت»!

آیا شما پیروان گذشتهٔ دین، حضور مؤثر را از این دیانت در زندگی خود داشته‌اید؟ دیده‌اید؟ چند نفر از شما در طول عمرتان «اُدْعُونِي» را «اَسْتَجِبْ» یافتید؟ این همان است ها! «لَا تَشهَدْ اِلَّا عَلَى مَا يُضِيءُ».

حالا در زمینه شهادت گرفتن زورکی، این خیلی بامزه‌تر است. طرف با شکنجه روحی، با تهدید و ترس می‌گوید امضاء کن که این معلمی که یازده سال در زندان درب و داغون شده و هیچ چیزی در اعماق جانش وجود ندارد؛ نه شهوتی، نه جنسیّتی، این با تو آمیزش کرده است! من تعجب می‌کنم این احادیث و روایات از جمله همین درس، آیا اینها برای کشور اسلام است؟ اینجا کشور اسلام است یا در هزار و پانصد سال قبل هستیم و اینجا کشور زرتشت است؟
🔽ادامه در قسمت بیست و یکم (21) بشنوید:

17:کتابت

حلقه های مفقوده، قسمت هفدهم:کتابت

◀️«پادکست #حلقه_های_مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»
هنگامی که ما عدم تطابق را در رسانه هایی که منتسب به خداست پیدا می کنیم، متوجه می شویم که این ها نمی تواند وسیله ای برای استحکام زندگی بشر باشد. چون نویسنده کتاب ها مشخص نیست، ما از انبیا گذشته فقط نوشتاری در کتاب خودمان داریم یا در کتاب‌های منتسب به آنها که البته علم را نمی توان صرفا با خواندن یک نوشته پیدا کرد. بنابراین شک و ظن و احتمال وجود دارد. در مورد پیامبر اسلام باید گفت به طوری که معروف است، سواد خواندن و نوشتن نداشت، ولی هفت نفر کاتب داشت که یکی از آنها معاویه پسر ابوسفیان بود، همان فردی که به زور شمشیر وارد اسلام شد.

🔽ادامه در قسمت هفدهم (17)

15: شادیم یا ناشادیم؟

شادیم یا ناشادیم؟

◀️«پادکست #حلقه_های_مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»

ما شادیم یا ناشادیم؟ همه مردم در برابر این سوال پاسخگوی عملی هستند! شادی چیست؟ معارض شادی کدام است؟ شاد کسی است که من‌حیث‌المجموع، با همه وجود، احساس، افکار، اخلاق، اعصاب و اعمالش رضایت او را حاصل کند، ناشاد کسی است که سیستم اعصابش او را در همه موارد به کنکاش می‌کشد، شادی در این عالم طبق فاکتور نهایی و حقیقی و بدست آمده از تجارب، یک مورد مجازی و گذری و غیر واقعی است. در موقعیتی که اختیار انسان در زندگی خصوصی او در زمام تقدیرنگار است و او به میل خود می‌کشاند هر جا بخواهد می برد، چگونه انسان می تواند راضی به قضا باشد؟! ناشادی مرکزش در دل قرار دارد، و آثارش در بیرون قابل مشاهده است، ما که به قضا و قدرمان معترضیم، اگر خندان هم باشیم به خودمان خندیدیم،
🔽ادامه در قسمت پانزدهم (15)

قسمت 12: رمضان چیست؟ فطر کدام است؟

رمضان چیست؟ فطر کدام است؟

◀️«پادکست #حلقه_های_مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»
⬅️عنوان قسمت دوازدهم: رمضان چیست؟ فطر کدام است؟

رمضان چیست؟ ایثارگری، روزه کدام است؟ از خودگذشتگی، صوم مساویست با بردباری، صیام برابر است با همدردی با همنوع، فطر دارای پیام مهمی ست، فطرت آدمی را بیدار می کند، تا به فطرتش بازگردد، در زندگی ماشینی معنویات کنارگذاشته شده، اهم معنویات عدالت است، عدالت یعنی نبود تبعیض، زدودن ظلم، مساوات در جامعه جهانی، برابری در تقسیم اموال کره خاک، برادری با همه بدون درنظر گرفتن عقائد، تقسیمات جغرافیایی، شکل. فطر عید است؟ عید به معنای بازگشت به خویش، فطر زمانی عید است که آن کسی که یک ماه روزه گرفته، حاصلش خوش اخلاقی باشد، مهرورزی باشد، روزه آموخت که نخور، نمی خورد تا درد گرسنگان را حس کند، الان که به پایان ماه رمضان رسیدیم فطر آمده، اکثرا از کسانی که عید فطر را باور دارند، در شادی و شعف هستند، که عید است و پایان یک ماه بندگی!
🔽ادامه در پادکست حلقه های مفقوده: قسمت دوازدهم (12)

حلقه های مفقوده قسمت 10: عید فطر

 

عید فطر

بزرگی و عظمت خدا در زندگی مسلمین جایی ندارد!

◀️«پادکست حلقه های مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»

ما در آستانه عید فطر هستیم. عید فطر از اعیاد دینی است که برای آن خواص زیادی گفته اند، اما ما چیزی ندیدیم! از جمله خواص آن این است که روزه داران به هر مقدار که می‌توانند، به نیازمندان زکات فطریه بدهند. ولی با توجه به معایناتی که در سطح دریافتی‌های عمومی می‌شود، حق به حق دار نمی‌رسد، یعنی همه‌ این کمک ها در یک مسیر خاص قرار می‌گیرد و به جهات معین می‌رود.

پس وقتی که عید فطر از یک طرف بار اقتصادی برای فقرا نداشته و از طرف دیگر بار خودسازی برای روزه دار نداشته باشد، چه نتیجه ای دارد؟ یعنی آن روزه دار که پس از یک ماه امساک می‌خواهد در روز عید فطر افطار کند، امساک و افطار او همانند هم باشد و هر دو در یک موقعیت نفسانی باشند، چه دستاوردی داشته است؟ چون او نه در روزه صبور بوده، نه در غیر رمضان صبر پیشه ساخته، نه در ماه رمضان خودشکنی کرده نفسش را ادب کرده، نه در بیرون از این ماه به پرورش نفس پرداخته است.

عید فطر یک نمازی دارد که نمازخوان و روزه‌دار در قنوت آن با خدا حرف می‌زند و چند بار هم این قنوت را تکرار می‌کند، می‌گوید “اللهم اهل الکبریا و العظمه”. این شعار در واقع بیعت با جبروتیت الهی است، اکثر مسلمین به زبان این حرف را می‌آورند، “اللهم اهل الکبریا و العظمه”، یعنی خدایا تو اهل بزرگی و عظمت هستی! ولی بزرگی و عظمت خدا در زندگی مسلمین جایی ندارد، یعنی او را فراموش می‌کنند، همواره خودشان را می بینند. اگر او را در نظر داشتند، مراقبت از اعمال را هرگز فراموش نمی‌کردند.

مسلمان‌ها دچار غفلت شدند، یعنی عادت کردند که ماه رمضانی بیاید، عید فطری بیاید و برود، ولی تغییری در آنها ایجاد نمی شود. یکی از آفات خودسازی عادت است، یعنی شخص عادت می‌کند که یک فعل عبادی را اجرا کند، وقتی که عادت کرد، دیگر روی آن تأمل و تفکر نمی‌کند، همانند کسی که عادت کرده یک عمل مادی را انجام دهد، پس دیگر جایی برای فکر کردن ندارد! مثلا یک نفر راننده تاکسی است و عادت کرده که مسافر سوار کند، این دیگر فکر نمی‌کند این مسافر کیست، آیا به درد می‌خورد یا نه؟ سوار کردن او صلاح است یا نیست؟ چون به سوار کردن عادت کرده است. عادت متشرعین به اجراییات عبادی مشابه همین است که مانع از دید درست آنها می گردد.

🔽ادامه در پادکست حلقه های مفقوده: قسمت دهم (10)

 

قسمت6: ای توبه کنندگان از دین، دستاورد شما از سالها روزه داری در رمضان های عمرتان چیست؟

ای توبه کنندگان از دین، دستاورد شما از سالها روزه داری در رمضان های عمرتان چیست؟

◀️«پادکست حلقه های مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»

⭕️ای توبه کنندگان از دین، دستاورد شما از سالها روزه داری در رمضانهای عمرتان چیست؟

به هر حال در این ماه هستیم، چه بخواهیم، چه نخواهیم تقویم، ما را در بغل می گیرد و چون کشور هم دارای سیستم اسلامی است، این ماه در آن نقش مهمی ایفا می‌کند، ارزیابی شما در شرایط فعلی خودتان به عنوان یک منتظر، از این ماه چیست؟ موارد مشابه این ماه با وضعیت یک منتظر چگونه است؟ فکر می‌کنید چه دستاوردهایی از گذشته این ماه داشتید؟ خاطرات خوش و ناخوش، از تحمیل قوانین خشک و بدون اساس بر شما؟ بر روح و جسمتان؟ در این که نمی‌خوردید، نمی‌آشامیدید، کارهای دیگر نمی کردید و این تعریفی که خود دین کرده از دیانت، از رمضان، که می گوید: روزه جراحی سفید است، «صوموا تصحوا»، روزه بگیرید سالم باشید، روزه «جنة من النار»، یک حجابی است از آتش! همه این ها باید مورد بررسی قرار بگیرد، ما باید آگاهانه پلهای پشت سرمان را خراب کنیم، پل های پشت سر را، نه از روی تعصب یا حرکت مقطعی، چون اگر با دلیل و برهان نباشد، دوباره بر می گردیم سر جای اول!
آیا واقعا روزه باعث سلامت شده؟ یا بیشتر مریض کرده؟ بعد سلامت روح، جسم، آیا روزه‌ایی که قرآن اسمش را صبر گذاشته «استعينوا بالصبر والصلاة»، آیا این صبر در وجود روزه دار رخنه کرده بوده و مایه آرامشش بوده از افطار تا سحر؟ یا نه بهمش می ریخته، اعصابش را ناجور می کرده، احساسش را جریحه دار می کرده، از این دوگانگی ها می شود فهمید که اساس فروع دین بر چه مبنایی است؟!

🔽ادامه در پادکست حلقه های مفقوده: قسمت 6

قسمت 4: استثمار

استثمار

◀️«پادکست حلقه های مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»

…استثمارگران یک سابقه بدی در تاریخ داشتند، هم در دیانت و هم در سیاست.
در دیانت، استثمارِ دینی پدر مردم را درآورد، نمونه آن بنی‌امیه،
بنی‌عباس و امپراتوری عثمانی؛

همین گروه هایی که هستند و اینها را به عنوان اسلام،
تغذیه و تربیت می‌کنند
به نفع خودشان،
یعنی در جهت انهدام بشریت.

سابقهٔ استثمارِ حکومتی، خیلی زیاد است.
هرگز سرزمینِ کره زمین رویِ خوشی از حکام ندیده است.
همه وعده‌هایشان تو خالی
و تمامی برنامه‌هایشان در جهت مصادرهٔ اموال ملی و
بدست آوردن ثروت میهنی بوده؛

در همه جا و در همه ممالک،
با هزاران سال سابقه که تاریخ نوشته است.
و هیچ گاه هیچ ملتی در هیچ زمان و حکومتی، خوشبخت نبوده
چون همیشه مورد استثمارِ حاکمیت خودش قرار گرفته است.

قسمت 2: بخشش زیر سقف زندگی

بخشش زیر سقف زندگی

◀️«پادکست حلقه های مفقوده از رادیو پژواک دوست – مجالی برای گفتگو و اندیشه همراه با بروجردی، کاشف توحید بدون مرز»
عفو و بخشش مهم تر از پول لای قرآن گذاشتن و بازکردن و تبرکی دادن است، مثلاً بزرگ فامیل به کوچک ها پول بدهد و چیز میز از بازار بخرند و کادو کنند بدهند و … اینها خوب است ولی عفو خیلی جهان شمول است.
عفو مرحله اش از خود آدم شروع می شود تا دیگری، وقتی که به تو می گویند: «ولش کن» یعنی عفو کن، رهاش کن، حرص نخور، جوش نزن، حساس نباش اینها همه عفو است، ببین ازخودت شروع می شود!
عفو خیلی مرحله اش بالاست، «قل العفو» عفو کنید، از خودت شروع می کنی، بعد به هم خونه‌ایت، هم اتاقیت، کسی که با آن زیر یک سقف زندگی می کنید. زن و شوهری، پدر و مادری، برادر و خواهری. عفو کردن یعنی اینکه خطا دیدی، نادیده بگیر. این از آن پول قلمبه که بابت عیدی سال نو به او می دهی بالاتر است. چون آن پول هنگفتی که می دهی، خرج می شود، بعد هم یادشان می رود، بعد هم تو می گویی: «بشکند دستم که نمک ندارد» ولی عفو کردن، دقیقه به دقیقه است، ثانیه به ثانیه است…

موضوع این قسمت: بخشش زیر سقف زندگی
اگر این برنامه رو دوست داشتید به دوستانتون معرفی کنید و نظرات خودتون رو برای ما بفرستید.
از هر جایی که پادکست رو میشنوید، میتونید با ما تماس بگیرید و راجع به برنامه نظر بدید.